او خودش را گم کرد...

 

 

 

----------------------------------------

امید محمودزاده ابراهیمی

---------------------------------------

 

 

ستاره های ما علاقه عجیبی به افول دارند.البته شاید در به کار بردن اصطلاح "ستاره" باید کمی محتاط بود چون ستاره های زودگذر کم نیستند.اینکه بخواهیم هر شخصی را که "مشهور" شده است،ستاره بدانیم دچار قضاوت عجولانه شده ایم.ما لفظ ستاره را اینجا درباره چهره های سینمایی به کار می بریم."ستاره" در سینما یعنی کسی که وجود بتواند یک وزنه باشد...وزنه ای برای بالا بردن فروش فیلم،وزنه ای برای دیده شدن یک فیلم خاص،وزنه ای برای تحقق اهداف کارگردان و جذب بیشتر مخاطبان عام سینما.البته تعریف ستاره به همین چند نکته محدود نمی شود و تعاریف دیگری هم دارد که ما از توصیف آنها می گذریم.

محمد رضا گلزار که در ایران "ستاره" سینما شناخته می شود در گفتگویی با امیر قادری(منتقد سینما) گفته بود: «ما در ایران ستاره نداریم...در سینمای ایران ستاره مفهومی ندارد.ستاره یعنی کسی که واقعا حضورش یک وزنه است و از لحاظ مالی هم دغدغه ای ندارد...»شاید حرف محمرضا گلزار منطقی باشد اما چیزی که او در این میان اصلا از آن سخنی به میان نیاورده است همین تفاوت ظرفیت سینمای ایران و هالیوود است.گلزار در ایران به عنوان "ستاره" سینمایی شناخته می شود در حالی که شاید در سینمای دنیا(البته آن چیزی که ما از سینمای خود عرضه داشته ایم) یک بازیگر معمولی به حساب بیاید.در تمام کشورهای دنیا هم همین طور است.ستارهای سینمایی و تلویزیونی شان محدود به کشور خودشان هستند و چیز بیشتری ندارند.شما نگاه کنید به سینمای بالیوود.شاهرخ خان و امثالهم ستاره اند در حد بالیوود نه در حد سینمای جهان.

اما اینجا یک سوال مطرح است.چرا بازیگرانی مانند آل پاچینو،رابرت دنیرو و... در حد و اندازه های جهانی ستاره اند و محدود به سینمای کشور خود نیستند.دلیل این امحدود بودن ستاره ها به "هالیوود" بودن سینمای آمریکا بر می گردد.آنها حد و ظرفیتی برای ستاره هایشان قائل نیستند و سینمایشان را به تمام دنیا تحمیل کرده اند.بنابراین اینجای مساله به خودمان برمی گردد که سینمای ما؛ حد و ظرفیت سینمای هالیوود را ندارد که بخواهد ستاره جهانی عرضه کند و این یک امر کاملا طبیعی ست.سینمای ما به رغم پیشرفت های منحنی وار  در این چند ساله هنوز به جایگاه اصلی خود دست پیدا نکرده است.البته نباید حضور و نقش رسانه ها را فراموش کرد.رسانه های ما هم چندان قوی نستند که بتوانند در حد و اندازه های جهانی حاضر شوند.

برمی گردم به چند خط اول همین یادداشت...چرا چهره های سینمایی ما وقتی خود را ستاره می یابند دچار افول می شوند؟ گلشیفته فراهانی برای همیشه از ایران رفت تا راه خود را در جای دیگری پیدا کند.البته او هنوز به عنوان یک ستاره شناخته نشده بود.گلشیفته هنوز خیلی جای کار داشت تا ستاره شود اما نخواست و نماند.او هنوز پخته نشده...سوخت! گلشیفته فراهانی گمان میبرد که چون در یک فیلم هالیوودی بازی کرده است پس حتما یک فوق ستاره است که توانسته در جلوی اینهمه بازیگر معروف بازی کند ولی او خودش را گم کرد.

گلشیفته هنوز خیلی جوان است.او هنوز هنر این را ندارد که ظرفیت خود در سینمای ایران را با سینمای هالیوود تطبیق دهد.بدون هیچ شکی او در هالیوود ستاره نخواهد شد.او جایگاهش را در سینمای ایران به هوای اینکه در هالیوود اتفاقات بهتری برای او می افتد؛رها کرد.اما قانون سینما در همه جا یکی ست.گلشیفته کوچکتر از آن است که خود را در قامت یک ستاره به هالیوود تحمیل کند.درست است که بازی کردن روبه روی "دی کاپریو" و "کرو" برای بازیگری مثل گلشیفته یک افتخار است اما قطعا این باعث نمی شود که شما را در حد یک ستاره جهانی بالا ببرد.القای این فکر که در کنار یک ستاره قرار گرفتن می تواند "من را ستاره کند" خیلی ساده انگارانه است.

تنها چیزی که برای گفتن باقی می ماند همین قسمت یادداشت حسین زمان است: « گلشیفته الان همانی که می خواست هست،نه آن چیزی که مجبور بود باشد.»

 اما به نظر من گلشیفته هم به مانند همان خواننده "مسافر" به قهقرای تاریخ هنر ایران پیوست.جایی که تقریبا پلی برای بازگشت ندارد.

 


سالها دل طلب جام جم از ما می کرد

وز آنچه که خود داشت،ز بیگانه تمنا می کرد

 


  • آخرین ویرایش:سه شنبه 23 مهر 1387
آخرین پست ها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic