یادداشت یک دستیار کارگردان مطرح و موفق، درباره کار با بازیگران مشهور سینمای ایران 
افشین رضایی،سینمای ما
چهره ها:
ابوالفضل پور عرب،اكبر عبدی،علیرضا خمسه،محمدرضا گلزار،امین حیایی،پولاد كیمیایی،اندیشه فولادوند،دانیال حكیمی
علیرضا خمسه برخلاف نقشهایش كه معمولا پرتحرك و با شوخی و خنده همراه است، سر صحنه فیلمبرداری معمولا جدی، باوقار و صد البته مانند نقشهایش دوستداشتنی است. البته جدی نه به معنای بداخلاق و بدعنق، بلكه یك جورهایی مودب است و سعی میكند كمتر شوخی كند. ضمن اینكه بسیار خوشصحبت است و معمولا اطرافیانش از همصحبتی با او به خاطر دانش بالا و اطلاعات عمومی بینظیرش لذت میبرند. حتی زمانهایی كه احتمالا شوخی هم میكند، حرفها و شوخیهایش مودبانه و بدون متلك و كنایه است. با مردم هم بسیار مودبانه حرف میزند و با سرعت با آنها ارتباط برقرار میكند. در ضمن از روانشناسی بسیار بالایی هم برخوردار است. یكی از علایق مهمش ورزش صبحگاهی است.
میگویند معمولا دیرتر از موعد مقرر سر صحنه حاضر میشود. اما به نظر من یكی از منظمترین و آنتایمترین بازیگران سینما و تلویزیون است. همین چند وقت پیش كه در یك سریال با او همكاری داشتم شاهد بودم كه سر ساعت میآمد و سر ساعت هم میرفت. حتی روزهایی كه احساس میكرد ممكن است به خاطر ترافیك دیر به لوكیشن برسد، زودتر از دیگران سر صحنه حاضر میشد. یكی از عادتهای پسندیده او این است كه به محض ورود به لوكیشن اولین نفری است كه با دیگران سلام و احوالپرسی میكند و جالب اینكه حتی اگر سی نفر هم در آنجا حضور داشته باشند با تكتك آنها دست میدهد. معمولا با عوامل فنی میانهاش گرمتر از دیگران است چون اعتقادش بر این است كه آنها نسبت به دیگران زحمت بیشتری میكشند و هدفش فقط رفع خستگی آنهاست. با مردم كوچه و بازار آنچنان گرم و صمیمی برخورد میكند كه در كمتر از چند ثانیه به او علاقهمند میشوند. از برخورد احتمالی نامناسب سایر عوامل با مردم به شدت ناراحت شده و این مساله را به آنها گوشزد میكند. پیشنهادهای اصلاحیاش را در ارتباط با نقش و فیلمنامه خیلی محترمانه با دلیل و برهان با كارگردان در میان میگذارد و اگر كارگردان پیشنهادش را رد كند بدون چون و چرا میپذیرد. یك جمله معروف دارد و آن اینكه «حرف اول و آخر را كارگردان میزند، چه درست باشد و چه غلط.»
یكی از شوخ و شنگترین بازیگران سینمای ایران است. فقط كافی است از او بخواهید یك جمله در توصیف شخصیتی كه قرار است بازی كند برایتان بگوید. با شنیدن پاسخی كه میدهد همه اطرافیان حتی آنهایی كه احیانا عصبی و بدعنق هستند از خنده رودهبر میشوند. با عالم و آدم شوخی میكند و معمولا لهجه شیرین آذریاش به كمكش میآید تا دلنشینتر و شیرینتر جملات را ادا كند. البته ناگفته نماند كه گاهی هم عصبانی میشود. اما حتی زمانی كه عصبی و ناراحت است هم با جملاتی كه میگوید همه را به قهقهه میاندازد. به برخورد متقابل به شدت اعتقاد دارد. اگر احساس كند كارگردان فیلمی كه در آن بازی میكند به هر بهانهای با تاخیر سر فیلمبرداری حاضر میشود و این تاخیر مكررا اتفاق میافتد، خودش نیز به نشانه اعتراض از فردای آن روز با چند ساعت تاخیر سر صحنه حاضر میشود. برای مردم احترام خاصی قائل است و خودش را متعلق به آنها میداند.
اصولا بازیگری است كه به آهستگی با عوامل پشت صحنه ارتباط برقرار میكند و رابطهاش با آنها در طول فیلمبرداری شكل میگیرد كه همیشه مودبانه بوده و با احترام همراه است. كلمه معروف و محبوبش «عزیزم» است و آن را برای آنهایی به كار میبرد كه رابطه دوستی نزدیكتری با او دارند. از جنجالهایی كه در سالیان اخیر مطبوعات زرد برایش به پا كردهاند به شدت ناراحت و دلخور است، اما ترجیح میدهد جواب آنها را با بیتوجهی و سكوتش بدهد. چند سالی است كه یكی از سحرخیزترین بازیگران سینما لقب گرفته است و خوشقولیاش حرف ندارد. به گفته خودش كه آن را در جاهای مختلف بیان كرده عاشق مردم است و آنها را متقابلا دوست دارد. صحت و سقم این حرف او را میتوانید در اكرانهای خصوصی فیلمهایش و همچنین در پشت صحنه فیلمهایی كه لوكیشن آن در اماكن عمومی است مشاهده كنید. آنچنان برخورد دوستانهای با مردم دارد كه باورش برای بعضیها سخت است. امضا دادن به دوستدارانش برای او لذتبخش است، اما از عكس انداختن با آنها معمولا طفره میرود. شاید یكی از دلایل آن تكثیر متعدد عكسهایی است كه از او و دیگران با فتوشاپ كار شده و در اینترنت قرار گرفته است. گوشی موبایلش یا اكثرا خاموش است یا در دسترس نیست و تنها راه ارتباط تلفنی با او اینگونه است كه... بگذریم، چون ممكن است برایش دردسرساز شود.
بازیگر پرتحرك و پرانرژی سالهای اخیر سینمای ایران در پشت صحنه فیلمهایش نیز یك لحظه آرام و قرار ندارد. او به راحتی و در یك چشم برهم زدن با دیگران ارتباط برقرار میكند. مردم را عاشقانه دوست دارد و پیشرفت در كارهایش را مدیون حمایتهای آنها میداند. در مواقعی كه در كوچه و خیابانها در حال فیلمبرداری هستند، دائما در حال خوشوبش و احوالپرسی و گفتوگو با افرادی است كه برای تماشای هنرنماییهای او و گروه فیلمبرداری به آن مكان آمدهاند. با هر گروهی كه در فیلمهای مختلف مشغول به كار میشود آنچنان ارتباط صمیمانهای برقرار میكند كه معمولا تكتك افراد گروه شیفته اخلاقش میشوند. یكی از منظمترین و منضبطترین بازیگران حال حاضر سینمای ایران است و بنا به روایات مختلف تا الان حتی نیم ساعت هم برای حضور سر صحنه فیلمبرداری به هر دلیلی تاخیر نداشته است. یكی از افتخاراتش این است كه از معدود بازیگرانی است كه در دهه اخیر اكثر قریب به اتفاق فیلمهایش در گیشه فروخته است و در پرونده كاریاش بالای پانزده فیلم پرفروش را به ثبت رسانده است.
چهرهاش نشان میدهد كه جوان خشك و بدعنقی است. اما واقعا اینگونه نیست. پولاد از آن دسته بازیگرانی است كه وقتی از نزدیك با او برخورد میكنید متوجه خواهید شد چقدر نازنین، خوشبرخورد و مهربان است و همچنین احساس میكنید كه دوستی با او یك غنیمت است. اطلاعات عمومی و مخصوصا سینماییاش محشر و مثالزدنی است و فیلمهای روز دنیا و متعاقبا فیلمسازان مطرح را كاملا میشناسد. شاید دلیل اصلی این دانش او به تسلطش بر زبانهای انگلیسی و آلمانی برمیگردد. برخوردش با عوامل پشت صحنه فیلمها و خصوصا بازیگران مقابلش آنچنان دوستانه است كه فكر میكنید سالیان سال است با هم در یك خانواده زندگی كردهاند. البته ناگفته نماند كه معمولا ارتباط و صمیمیتش با جوانترها بیشتر است. دوست دارد بازی در فیلمهای سایر كارگردانها را نیز تجربه كند و شاید این مساله یكی از مهمترین دلایل حضورش در فیلم صحنه جرم، ورود ممنوع ساخته ابراهیم شیبانی و همچنین سریال سفر به تاریكی ساخته فریدون جیرانی باشد. یك اندیشه بزرگ در سر دارد و آن اینكه در تلاش است تا با اندوختههایش كه بخشی از آن را از بازی در فیلمها كسب كرده است و بخش بیشتری از آن را از پدرش آموخته فیلمسازی را تجربه كند و در صورت موفقیت آن را ادامه دهد. افتخار میكند كه فرزند مسعود كیمیایی است.
وقتی با او همكلام میشوید احساس میكنید كه با یك شاعره نهچندان جوان و باتجربه چندین و چند ساله روبهرو شدهاید. دیالوگهایش سرشار از اطلاعات عمومی است كه با سن و سال او جور درنمیآید. مودبانهترین جملات را برای گفتوگو با دیگران برمیگزیند و معمولا حرفهایش سرشار از دوستی و محبت است. تمام فیلمهایی را كه در آنها بازی كرده است، فیلمهای خوبی میداند. اما از بازی خود در هیچ فیلمی راضی نیست و متقاعد كردن او در این مورد بهخصوص كار بسیار دشواری است. معمولا افراد گروهی را كه با آنها كار میكند از اعضای خانواده خود میداند و افرادی را كه صمیمیت بیشتری با آنها برقرار میكند با عناوین دایی، خاله و... كه فقط مخصوص خودش است صدا میزند. یكی از دلایل كمكاریاش در سینما شاید به این برمیگردد كه تلفن همراهش اكثرا در دسترس نیست یا خاموش است و خیلی سخت میشود او را یافت. هنوز در بین مردم آنچنان شناخته شده نیست، اما همان تعداد كسانی كه او را از نزدیك میشناسند با هوش و ذكاوتش و همچنین ادبیات خاص او و برخوردهای محبتآمیزش آشنایی كامل دارند. او عاشق سفر است و شاید الان هم در سفر باشد.
با مطبوعات میانه خوبی ندارد و آن هم به این دلیل كه سال 77 یكی از ماهنامههای تخصصی سینما كه اكنون چند سالی است منتشر نمیشود، در ویژهنامه بازیگریاش به اشتباه تلفن منزل او را به جای تاریخ تولدش چاپ كرد و این اشتباه فاحش باعث شد تا مشكلات باورنكردنی و عجیب و غریبی در زندگی خصوصیاش برای او رقم بخورد و این خود دلیل قانعكنندهای است. چرا كه قطعا اثرات وحشت از آن اتفاق هنوز در ذهن او باقی مانده است. حكیمی البته رفتارش با اهالی مطبوعات بسیار معقول و دوستانه است و خیلی محترمانه تقاضای آنها را برای انجام گفتوگو رد میكند. او معمولا با افراد شاغل در گروههای فیلمسازی نیز ارتباط تنگاتنگ و دوستانهای برقرار میكند و تقریبا با اكثر افراد حتی پس از پایان كار هم در ارتباط است. مردم هم در بیرون از محیط سینما او را دوست دارند و او نیز سعی میكند در حد معقول ارتباط دوستانه و صمیمانهای هنگام روبهرو شدن با آنها برقرار كند. او نیز یكی از افرادی است كه وقتشناسی برایش از اهمیت خاصی برخوردار است. بهطوری كه اگر احساس كند شاید دیرتر از زمان مقرر سر قرار كاریاش حاضر میشود نگران شده و با تماس تلفنی قبل از حضورش از طرف یا طرفهای مقابل عذرخواهی میكند. كه البته این نگرانی او اكثرا بیهوده بوده است و برخلاف اینكه احساس میكرده حضورش با تاخیر همراه خواهد بود، سر ساعت در محل قرار حاضر شده است و این تنها از احساس مسوولیتش نسبت به دیگران سرچشمه میگیرد
آخرین پست ها